تبليغاتX
تحریم انتخابات 86

تحریم انتخابات 86

 نویسنده:زن ایرانی

آلاچیق صبح

در طي زندگي اجتماعي و خصوصي خودمون همواره در شرايطي گاه تا حد زيادي يكسان قرار مي گيريم كه قبلن همان شرايط را گذرانده ايم ....

يك نمونه مسئله ي انتخابات است .

انتخابات رياست جمهوري ..انتخابات مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهرها يا خبرگان و شوراي نگهبان و....

بعد از انقلاب طبق آمار ٬ما دست كم سي انتخابات را پشت سر گذرانديم و اكنون در آستانه هشتمين انتخابات مجلس شوراي اسلامي قرار داريم ..

اگر به فكر شركت در انتخابات هستيم بايد كانديداها رو بشناسيم و بدانيم در خانه ملت آيا براي ملت قدرتي براي انجام كاري دارند ؟

در دوره ي ششم اولين و بزرگترين شعار انتخاباتي نامزدها لايحه آزادي مطبوعات بود كه به محض تشكيل شدن جلسه هاي اوليه ،اين لايحه پيشنهاد شد و در واقع تعدادي از نامزدهاي انتخابات شده به شعارهاي انتخاباتي خود عمل كردند ... بعد همه شاهد بوديم كه سيد علي خامنه اي رهبر اين انقلاب با نامه اي به نام حكم حكومتي طرح اين لايحه را ممنوع كرد و چه سر و صدايي شد و در پايان همه كنار كشيدند و نماينده اهواز ، اگر درست گفته باشم كه به رهبري گويا در عصبانيت توهين كرده بود به پابوسيش رفت يا بردندش ..و ..و .و

نظر من اين است كه در حال حاضر ما انتخابات مجلس رو در پيش داريم و كاري به انتخابات رياست جمهوري و يا ديگر انتخابات ندارم .. مجلس خانه ملت است و جايي است كه نمايندگان ما بايد از حق مردم در برابر دولت و ديگر ارگانهاي وابسته به نظام دفاع كنند...آيا اين قدرت رو دارند ؟

آيا در توان دارند كه از حق مردم در برابر قدرتي پنهان و آشكار كه در تمامي كشور حكومت مي كند دفاعي كنند ؟ و اگر دفاعي كنند آيا در آخر به پابوسي و يا غلط كردن نمي اندازنشان ؟

خوب نمايندگاني كه قدرت بسيار بسيار محدود دارند ( اگر به واقع دلسوز مردم باشند ) اجازه حرف زدن ندارند....

نامزدهايي كه از ميان انبوه طرفداران نظام ، خود را كانديد مي كنند اگر از فيلترهاي مشخص شده رهبري و شوراي نگهبان بتوانند رد بشوند ....آيا قدرتي دارند ؟.

به نظر شما چه كساني قدرت ِ عبور از اين تاييد كردنهاي رهبري و شوراي نگهبان را دارا هستند ؟ آيا اينان كه گروه خاصي از خود نظام هستند ، چطور مي توانند حرف مردم و درد مردم را بگويند در صورتي كه از مردم نيستند ؟......

اين تجربه در پيش رو يعني انتخابات مجلس ِ هشتم تجربه اي است كه هفت بار داشتيم ...بايد از خود بپرسيم و از ديگر دوستان كه :

در دوره هاي قبل كه نامزدهاي مورد نظر را با بررسي و تحقيق انتخاب كرديم آيا توانستند از حق ِ لااقل اكثريت كه نه نيمي از مردم دفاع كنند و آيا توانستند در خانه ي ملت به دور از مسائل صرف فقط سياسي به درد مردم برسند ؟

يك نمونه بارز اين دست كم كاري يا چشم بستن خانه ملت را مي توان مسئله جيره بندي بنزين نام برد كه با اينكه همه در دولت و مجلس مي دانند اين طرح نه تنها شكست خورده و صرفه جويي هم نداشته بلكه به ميزان زيادي بر تورم و گراني نيز افزوده است ..چرا مجلس كه وظيفه به زير سوال بردن قوه ي مجريه براي عملكرد ضعيف و يا اشتباه در اجراي ِ اين دست از امور را دارد ، لب فرو بسته و دولت رابه استيضاح كه هيچ ، حتي در حد انتقاد هم چيزي نگفته .....

خوب وقتي شركت كردن يا نكردن در انتخابات ، فرقي ندارد و آنان كه قدرت در دست دارند خود مي بُرند و مي دوزند ، هر كاري كه خود و به نظر ِ عده ي كمي درست است ، را انجام مي دهند چرا ما بايد براي اينكه آنان مي خواهند به جهانيان ثابت كنند كه در ايران هم آزادي انتخابات وجود دارد و قدرت در دست مردم است و حكومتي مردمي دارد و مردم هستند كه بر خود حكومت مي كنند نه عده اي خاص .. و.. و. واينكه نشان دهند كه مردم ايران در همه ي صحنه ها با حكومت و همراه با حكومت هستند.... همكاري كنيم ؟

چرا بايد در انتخاباتي كه آن هم فقط نمايشي ديگر و پولهاي كلاني ديگر( به نام تبليغات هاي انتخاباتي ) بر باد دادن است و جز فريب چيزي نيست شركت كنيم ؟

نمي گويم شركت نكنيد ..كه آزاديد ولي .....

مي گويم براي شركت كردن ، آيا تنها اين دليل كه دشمنان خيالي يا واقعي مشتي ديگر از ما بر دهنشان فرو بيايد ، كافي ست ؟

شركت نكردن ِ ما هم بايد با دليل باشد ؟ براي چه ...

اگر با منطق و برهان عمل كنيم مي توانيم در سرنوشت كشور دخيل باشيم.

چه با شركت نكردن كه نشان ِ مخالفت ِ ما با وضع موجود مي باشد و چه با شركت كردن كه نشان از اين دارد از قدرت ِ حاكم كنوني در ايران راضي هستيم .( احساسات در تعيين ِ سرنوشت كشورمان نقشي ندارد ).

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:28  توسط .  | 

«ایران و ایرانیان را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت»

اززمان گروگـان گیــری سال
۱۹۷۹، اوضاع میان ایــران و آمریکـا در یک حالت جنگ اعلام نشده ای قـرار دارد که با تحریکات ملایــان آغـاز گردیــده و با مرور زمــان رو به وخامت فزاینده ای نهاده است. از آن زمان تا کنــون «آمریکا ستیـزی» علنا نقش غیرقابل انکاری را بعنـــوان اساس و پایــۀ اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایفـــا نمـوده و مذهبیون حاکم بر ایران همــــواره سیاست مقابله با منافع آمریکا و متحدانش را در سراسر جهان و بویژه در خاورمیانه و جهان اسلام دنبال نموده اند.

امروز، نتایج حاصلــه از تقریبا سه دهــه، تبلیغـــات ماجراجویانــه و وحشت آفرین، بدلیل نگرانی جدی دربـــارۀ اهداف اتمی ایـــران، همراه با ایجاد تشنج در مناطقی بمانند عراق، لبنان، فلسطین و افغانستان، به نحوی تشدید یافتــه که شایعۀ خطرناک یک درگیــری مهیب را در منطقه رواج داده است.

در طی سالیان متمادی، مردم ایران، هزینه پرداز سیاست های خصمانه و ناخوشایند رژیم بوده اند که موجب انزوای کشور در جهان، و سرکوب و فقر ایرانیان در داخل شده است.

علیرغم آن که حکومت اسلامی همواره به انجام انتخابات متعددی که برگزار نمـوده است، مباهات می کند، حقیقت این است که هیچ یک از این به اصطلاح انتخابات نه آزاد بوده اند و نه بی طرفانـــه و یا براساس ضوابطی که مانـــع از شرکت کاندیداهــای حقیقی مردم در پروسه انتخابات نگردد. انتخاب شخص احمدی نژاد چنان شرم آور بود که حتی بعضی از رقبـــای دست چیـــن شـــدۀ او ماننــد، رئیس جمهور سابــق و رئیس پیشیـــن مجلس، او و طرفدارانش را علنا به «تقلب و دست کاری» در صندوق های رای متهم کردند.

بنابراین، حقیقت توام با واقعیت آنست که ایران را نباید هرگز با دیکتاتوری مذهبی حاکم برکشور اشتباه گرفت و حسابشان را از هم جدا ننمود. حقیقت دیگری که باید به آن توجه نمــود آن است کـــه روحیــۀ «شهادت طلبی، مرگ و خــرافات» آنچنان که در جمهوری اسلامی نهادینه شده است، از ابتدا در غلبــه بر روح ملت مـــا، شکست خــورده است که بهترین شاهد آن دفاع شجاعانۀ بانــوان و جوانــان است که حدود هفتاد درصد از جمعیت کشور ما را تشکیل میدهند.

جمهوری اسلامی در ضمن از دست دادن پشتیبانــی ملت ایران، اینک علاوه بـر روبرو بودن با جدی ترین بحران بین المللــی در طول حیات خود، هم زمــان و همچنان درگیــر چندین مسئلۀ بحرانی داخلی نیـــز می باشد که در اصل حاصـل، اقتصاد بیمار و متزلزل متاثر از فساد و رشوه خواری است. در این شرایط تنها امیـــد رژیم برای باقی ماندن در مسند قـــدرت، تهدید دنیــای خارج به منظور جلوگیـــری از هر عکس العمل جـدی و یا هرگونه مداخلــه درجهت کمک رسانی به مــردم ایران، هم زمان با پـــرداختــن و تشدید سیاست سرکوب و ارعاب مردم در درون کشور، می باشد.

من به دفعــات مخالفت خود را با حملــۀ نظامی به میهنم ابـــراز کرده ام. ضمنـا تردیدی نیست که باید فرصت داد تا مــذاکره و دیپلماسی نیز زمان لازمـۀ خود را طی کند. ولی آنــان که "روش" را با "هدف" اشتباه می گیرنــد و می اندیشنـــد که می شـود از طریق مذاکره با جمهوری اسلامی به راه حل نهایی رسید، موجب تاسف هستند.

در تحلیل نهایی، راه مقابله با تهدید ناشی از کسانی که نام اسلام را به بهای نابـود کردن آرامش و رفاه ملت ایران سیاه کرده اند، تنها می تواند با آنچه که من آن را بعنوان «راه سوم» نام می برم، به مبارزه و رویارویی خوانده شونـــد. یعنی: «تجهــیز و پشتگرمی دادن به ملت ایران، بجای جنگ و یا مذاکرات بیهوده و بی انتها».

درحالی که درگیری کنونی کلا بر روی اهداف اتمی ایران تمرکز دارد، اغلب ایـرانیان امیدوارهستنــد که این مقابل فرصتی را فراهم کند، تا بــا پشتیبانی معنوی جهانــی، آنان بتوانند با موفقیت، حاکمیت مستبـــــد و مذهبــی را با یک حکومت دموکـــرات سکولار جایگزین نمایند.

تا آن زمان که آزادی، دموکراسی و حقوق بشر، مورد اجرا و احترام کامل یک حکومت مسئول در تهران که به رفاه ملتش متعهد باشد، قرارگیرد، صلح و امنیت در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان همواره در خطردائمی خواهد بود.

 

لینک به تارنمای اعلاحضرت همایونی رضاشاه دوم پهلوی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:9  توسط .  | 

نویسنده:مریم

پاسارگاد

 

باسایه اندازی شوم ونکبت باررژیم ملایان٬ده هاانتخابات -والبته نه نوع مردمی آن-برگزارشدکه بهترمی بودبه جای واژه" انتخابات" نام "انتخاب انتخاب شدگان"رابرآنهامی گذاشتند.اگربه تاریخچه انتخابات های ج.ا نگاه کنیم ٬ازریاست جمهورآن بگیریم تامجلس وخبرگان وغیره همه وهمه دریک ویژگی به هم شبیه بودندوآن هم "بازی سیاسی"حضرات درپشت پرده آن بود.شمابهترمی دانید٬انتخابات دررژیم اسلامی ٬تنهاانتخاباتی است که علنن سران حکومت٬ مانع ازشرکت ناظرین بی طرف جهان براین رای گیری ها هستندوبه هیچ یک ازناظرین سازمان ملل٬ اجازه حضور وکنترل آرای ملت رانمی دهند.این امرخودچه معنایی دارد؟

تصوری ساده لوحانه است اگربگوییم ٬با"رای" ماوضعیت شایداندکی بهترشود...زیرااگردقت کنیم درمی یابیم٬رسانه های انیرانی رژیم٬تعدادآرای مردم رابرگ برنده خوداعلام می کنندوبرای ایشان مهم نیست که برفرض آن هم وطن عزیزوخوش طینت٬ آقای فلانی رابرگزیده که تصورمی داردشایدکمی ملایم ترازآن یکی باشد!آخرتاکی بایدخودمان رابه ندانستن بزنیم ٬تک تک افرادی که درلباس رییس جمهوریاوکیل ٬تاکنون  پست ومقامی درحکومت الله گرفتند٬در دومساله وجه اشتراک داشتند:

۱-تعهدبه تمام اصول نظام.

۲-دارای سوابق اهریمنی وخون آشامی(به قولی امتحان پس داده بودند).

کاش برای نخستین باربه خودبیاییم وبیاندیشیم ٬هررای ازسوی ملت٬دادن یک امتیازبه رژیمی ضدمردمی وضدملی است٬ که پایه وقوام آن خون ملت ونابودی تمام ارزش هاواصالت های ملی وآریایی ماست.

کاش اینبارباعدم حضوردرانتخابات به این رژیم نشان دهیم:بازی تمام شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:22  توسط .  | 

نویسنده:مریم

پاسارگاد

اعلاحضرت رضاشاه دوم پهلوی

ابتدا تحريم انتخابات مجلس
سپس يك رفراندوم ملی

سايت خبری تلويزيون الجزيره٬ نظريات شهریارایران اعلاحضرت  رضاشاه دوم پهلوی را در باره اصلاحات در جمهوری اسلامی منتشر كرده است. ایشان درین خصوص می فرمایند : "جمهوری اسلامی در درون خودش قابليت اصلاح ندارد و رد صلاحيت بسياری از داوطلبان از جمله نمايندگان فعلی مجلس بوضوع اين مطلب را آشكار می كند".

ذات اقدس همایونی رضاشاه دوم  با اشاره به منازعه اخيرمجلس و شورای نگهبان چنین می فرمایند: "اين يك نبرد بين مردم و رژيم است و چون رژيم قابل اصلاح نيست بايستی يك تغيير اساسی پديد آيد. تنها راهی كه مردم ايران ميتوانند با استفاده از آن صدای خود را بگوش جهانيان برسانند تحريم انتخابات آتی است؛ چرا كه هيچ نهاد انتخابی نمی تواند در مقابل محافظه كاران مذهبی ايران به رهبری خامنه ای كاری انجام دهد".

اعلاحضرت رضاشاه دوم  پیرامون پشتيبانی امريكا از برنامه های شان گفتند: "تا كنون از پيوستن به احزاب سياسی امتناع كرده ام و حالا قصد دارم سازمان دهنده تغييرات در ايران، با استفاده از مبارزه برای برپايی يك رفراندوم ملی باشم. تماس هايی با مراجع شيعه در ايران داشته ام كه به جدايی دين و دولت علاقمندند".

پادشاه ایران درادامه سخن خودخاطرنشان ساختند:
"مردم ايران در اين رفراندوم بايستی بين جمهوری و مشروطه سلطنتی يكی را انتخاب كنند و اعتقاد دارم كه مشروطه حداقل مدرن تر و مترقی تر است ولی در عين حال حق انتخاب با مردم ايران است.سقوط طالبان و صدام حسين مشوق من بوده است كه در تغييرات آتی ايران ايفای نقش كنم. جمهوری اسلامی تاكنون توانسته خود را بين طالبان و صدام پنهان كند ولی اكنون با سقوط آنها ضعف مفرط خود اداره كشور را نمی تواند پنهان كند. ايران بجای اينكه پنجاه سال جلو باشد يكی دو قرن عقب افتاده است".
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 21:53  توسط .  | 

نویسنده:مریم

پاسارگاد

اخباروشنیده هاحاکی ازسراشیبی تندی است که کهن میهن عزیزمان ایران درحال طی آن است.حکومت دلقکان دین فروش داردمیهن راحراج می کند٬تامسیررابرای رسیدن به اهداف شوم خودهموارکند.شرکت درانتخابات ٬معنای واضح همدلی بامزدوران دستاربه سری است که هرچندنوکران مفلوک روسیه واعراب تازی منطقه هستند٬ اربابانی جلادوزورگوبرای ملت می باشند.

انداختن هر"رای" به صندوق انتخابات =گامی بزرگ به سمت فنای میهن مان ایران.

باتوجه به رویدادها٬شماعزیزان قضاوت کنید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 21:21  توسط .  | 

کارزار تحریم انتخابات، روزنه ای بسوی اتحاد

 

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور)

جمعه 19 اكتبر 2007, بوسيله ى دیاکو

 

"آزادی انسان تنها به انتخاب چیزی محدود نمی شود، بهره مندی از آزادی واقعی هنگامی است که او توانایی درک چگونگی انتخاب و ارزیابی چیزهایی را که باید انتخاب کند را داشته باشد." "هربرت مارکوزه "

با نزدیکتر شدن موعد انتخابات مجدداً بحث بین طرفداران تحریم و مدافعین شرکت در انتخابات آغاز گشته، و انتظار می رود در روزهای آینده و مقطع انتخابات به اوج خود برسد. صف بندی موافقین و مخالفین شرکت در انتخابات از هم اینک بین نیروهای چپ نیز خود را آشکار ساخته. چگونگی برخورد با مسئله انتخابات بعنوان موضوعی اجتماعی و البته سیاسی برای چپ دارای اهمیت فراوانی است. برخورد کلیشه ای در قبول یا رد مسئله رویکردی علمی و منطقی نیست و دستاورد مثبتی برای چپ در پی نخواهد داشت. الزاماً رفتار سیاسی چپ بایستی متناسب با شرایط زمانی و موقعیت مکانی جامعه باشد، بدون آن که پرنسیپ ها و باورهای عدالت خواهانه و دمکراتیک خود را فراموش یا بدتر از آن فدای منافع ناچیز سیاسی نماید. رسیدن به چنین فرمولی همواره مشکل و قابل تفسیر می باشد. مطمئناً در جریان انتخابات مجلس هشتم نیز مانند ادوار قبلی کشمکش حول این موضوع داغ تر گشته، و دور باطل چندین ساله تکرار خواهد شد.

اساسی ترین استدلال موافقین برای شرکت در انتخابات، گزینش از میان بد و بدتر، راه یابی تعداد هرچه بیشتر معتدلین به پارلمان، مقایسه احمدی نژاد با خاتمی و ارائه آمارهایی از حضور و نقش نظامیان در عرصه های سیاسی و اجرایی و به تبع آن متشنج شدن اوضاع سیاسی و نظامی منطقه، و افزایش خطر حمله و تحمیل جنگی فاجعه بار به کشورمان می باشد. اپوزیسیون طرفدار رفرم امیدوار است، برای اجرای اصلاحات عمیق ساختاری با سیاست ورزی در عرصه قانون، "گام به گام" حکومت را فراخواند "تا امضای خود پای اسناد حقوقی تدوین شده در زمینه حقوق انسانها و محدودیت دولت ها، که در مراجع معتبر بین المللی تصویب و توسط نمایندگان دول عضو و از جمله جمهوری اسلامی امضاء شده است، را محترم شمرد"، و ضرورت بازنگری قانون اساسی و قوانین جاری بر اساس اصل التزام به اسناد مذکور را بپذیرد، همچنین با "عدول از سیاست" التزام به قوانین جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه که در حقیقت التزام "به منویات مقام رهبری" است، و با درک امروزی از مفهوم التزام به قانون به سوی التزام به اسناد و میثاق های بین المللی گام بردارد. بخشی از این طیف از مدتها قبل خود را برای شرکت در انتخابات آماده کرده اند. و بخشی دیگر هم منتظر تحولات و حوادث آتی می باشند. وبا این استدلال که "امروز تعیین سیاست نسبت به انتخابات امر پیش رسی است". هنوز نتوانسته اند بر تردیدهای خود فایق آیند. در مقابل طرفداران تحریم، بر این باورند که نزدیک به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی نشان داده است که امکان تحول و تغییرات ساختاری از درون حاکمیت امکان پذیر نیست، و نیروهای اصلاح طلب حکومتی توان و تمایل به انجام چنین تغییراتی ندارند. هراس آنها از به حرکت در آمدن توده های کار و زحمت و جنبش های خودجوش مردمی و رادیکالیسم نهفته در آن و اپوزیسیون تحول طلب، بمراتب بیشتر از انحصار طلبی و قلدری جناح راست حاکم می باشد. این طیف شرکت در انتخابات را اقدامی درمشروعیت بخشی به نظام حاکم و حرکتی وحدت شکنانه در جبهه متشتت اپوزیسیون ارزیابی می کنند. آنها بر این باورند اگر چه تلاش ها و اقدامات نیروهای ترقی خواه هنوز نتوانسته به تحول و برکناری حکومت فقها بیانجامد، ولی این دلیلی برای خدشه دار کردن چهره اپوزیسیون نمی شود.

بخشی از نیروهای تشکیل دهنده این طیف اعتقادی به روش های مسالمت آمیز ندارند و تنها بدنبال انقلابی توده ای و یا قهرآمیز می باشند. اما بخش عمده این طیف - که ما نیز با آنها هم رای هستیم- آماده است برای هر امکانی ولو اندک، متناسب با ارزش آن هزینه کند. بدون آنکه اهداف و آرمانهایش را قربانی سیاست ورزی نماید. این بخش از نیروهای اپوزیسیون ضمن استقبال از هر حرکتی که به تلطیف اوضاع سیاسی و کاستن فشارهای امنیتی بیانجامد، تمامی اقدامات خود را در راستای گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به جامعه ای دمکراتیک سازماندهی می نمایند. دورنمایی که در آن چپ بتواند پرچم مستقل خود را در دفاع از سوسیالیسم و دمکراسی برافراشته دارد. بخش اعظم آنها معتقدند، چپ مجاز نیست مبارزه برای سوسیالیسم و دمکراسی را به نفع دیگری تعطیل نماید. پیگیری در مبارزه سیاسی، بیانگر خواستگاه اجتماعی نیروهای مبارز، و شکل مبارزه انعکاسی از شرایط عینی جامعه است. و معمولاً شیوه های مبارزه مطابق میل و خواست توده های مردم پیش نمی رود، در این عرصه سهم طبقات حاکم و صاحبان قدرت بمراتب بیشتر از حکومت شوندگان است.

هم چنانکه مشهود است، این بار هم طرفداران شرکت در انتخابات بدون ارائه برنامه و اهداف و راه کارهایشان و بی آنکه استراتژی مورد نظرشان را تبیین کنند، صرفاً با تمسک به ترساندن مردم از جناح راست افراطی متشکل از نظامیان و روحانیت مدرسه حقانی که حول رهبری صف آرایی کرده اند، می خواهند خیل میلیونی رأی دهندگان را به نفع اصلاح طلبان سترون حکومتی پای صندوق های رأی بیآورند. آنها مشخص نمی کنند که با شرکت در انتخابات بدنبال چه اهدافی هستند، و نمیخواهند – یا نمی توانند - راه کارشان را در این شیوه مبارزه برای گذراز استبداد حاکم بسوی دمکراسی تشریح کنند. این "مهاجرت لعنتی" و یأس و سرخوردگی ناشی از سرکوب مانع از آن می شود که باور کنند، نتیجه تلاش آنها همراه با طیف های حکومتی از جمله اصلاح طلبان منجر به تحکیم جمهوری اسلامی و یا به عبارتی دیگر تحکیم دیکتاتوری خواهد گردید. آنها در تحلیل هایشان پرداختی به ریشه ها و ماهیت جمهوری اسلامی و بتبع آن به پارلمان آن ندارند. اینکه این مجلس با وتوی شورای نگهبان و حکم حکومتی رهبر- نمونه کوچک آنرا در جریان اصلاح قانون مطبوعات توسط مجلس ششم شاهد بودیم - چه خواهند کرد، و در این تقید شان به قانون، با موانع قانونی که در یک دور باطل امکان هرگونه تغییری را مسدود نموده، با کدامین مستمسک قانونی راه گشایی خواهند کرد. آنان این اصل مسلم و ساده را فراموش کرده اند، اگر خلق هایی در مراحلی از تاریخ توانسته اند، با تمسک به مبارزات مسالمت آمیز موفقیتی را کسب کنند و طبقات حاکم را به قبول خواستهای خود وادار سازند، مسلماً آن موارد شامل خلق هایی نبوده که احزاب و نیروهای سیاسی آن متفرق و در تقابل همدیگر می باشند، تنها خلق هایی به این امر دست یافته اند، که اپوزیسیونی متشکل و توانمند و مهمتر ازهمه، پشتیبانی جنبش های مدنی و سندیکایی متشکل و توانمندی را با ود داشته اند. آنان توان باور نیروی توده ها را ندارند، و بجای اتکا به چنین سیل پر توانی چشم هایشان را به قدرت دوخته اند و معامله ای که شاید در آن بالا و بدون حضور توده ها سر بگیرد. مسلماً حاکمان دیکتاتور و مستبد جمهوری اسلامی با چنین ترفندهای ساده لوحانه ای، ذره ای از قدرت و اختیارات خود را واگذار نخواهند نمود.

شرکت یا عدم شرکت در انتخابات جوامع سرمایه داری از اصول ایدئولوژیک چپ نیست. دور نمای چپ در این شرایط از شرکت در انتخابات تحول ساختاری نیست. شرکت در انتخابات و حضور در پارلمان ابزاری است برای پیشبرد تفکر و برنامه چپ در اعماق اجتماع، وسیله ای برای بیان نکته نظرات و تصویرسازی از جامعه مورد نظر خود. در مقابل بهره مندی از این امکان مطمئناً طرف مقابل هم بدنبال اهداف و منافع خود می باشد. شرکت یا عدم شرکت ما اساساً بسته به آن است که در این مشارکت سود و زیان- آنی و آتی – چپ کدام است. در مقابل آنچه که از کف میدهد، چه چیزی بدست میآورد. و تمام سخن ما این است که در سطوح بالای اصلاح طلبان حتی لیبرال ترین و دمکرات ترین!!! آنها کسی حاضر به چنین معامله دو جانبه ای نیست. پس بیهوده روی وقت و سرمایه خود قمار نکنیم.

این حضرات حتی زحمتی به خود نمی دهند تا به پارلمان کشورهایی که مقیم شان هستند، نیم نگاهی بیندازند و موقعیت و جایگاه پارلمان های موجود را با این مجلس شیوخ مقایسه نمایند. اینان اگر بپذیرند که نقطه شروع دمکراسی مردم هستند، که پارلمان و حکومت را بنمایندگی از طرف خود انتخاب می نمایند، و دمکراتیک بودن انتخابات را می توان با معیارهایی چون دامنه، جامعیت، استقلال، درستی و بی طرفی اش سنجید - آزمونی که مطمئناً امتیازی برای جمهوری اسلامی در بر نخواهد داشت - و آگر حقوق بشر که اینهمه ورد زبان شان است محکی برای سنجش باشد، بایستی ازاین حضرات پرسید، حاکمیت و بتبع آن انتخابات جمهوری اسلامی چقدر با مفاد اعلامیه حقوق بشر سازگار است؟ و اگر حداقل تناسخی وجود ندارد چرا مردم را به شرکت در این انتخابات تشویق می نمایند؟

ذیلاً ماده ۲۱ اعلامیه حقوق بشر را برای تدقیق آن با انتخابات جمهوری اسلامی می آوریم:

۱- هر کسی حق دارد که در اداره امور کشور خود، خواه مسقیماً و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشند، شرکت جوید. ۲- هر کسی حق دارد با تساوی شرایط، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید. ٣- اساس و منشأ قدرت حکومت، اراده مردم است. این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری صورت می پذیرد. انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رأی مخفی یا طریقه ای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رأی را تأمین نماید.

این حضرات از بیان علنی اینکه معتقد به عبور از جمهوری اسلامی نیستند، ابایی ندارند، و تحول طلبی شان هم صرفاً در حد اصلاح جمهوری اسلامی است. و اگر بتوانند به حریم ولایت فقیه نزدیک شوند، شق القمر کرده اند. سیاست ورزی اینان مماشات با ج . ا. به امید بهره مندی از الطاف فقیهانه است. یأس و ترسی که بر وجود آنها مستولی گشته با دو دوزه بازی تیم خارج از کشور اصلاح طلبان حکومتی و خارج از گودهای داخلی شان، چاره ای جز مماشات برای اینان باقی نگذاشته است. آنها نمی خواهند درک کنند این امید واهی سرابی بیش نیست. اصلاح طلبانی که با داشتن ۲۲ میلیون رأی نتوانستند تحول قابل لمسی را - البته نه ساختاری که انتظار آن چیزی جز بلاهت سیاسی نمی تواند باشد – موجب شوند، با آرای نیم بندی - که اگر بتوانند کسب کنند - ادامه دهنده کدام تحولی خواهند بود؟

بی تحرکی به بهانه عدم امکان پیش بینی حوادث روزهای آتی، و با این استدلال بهانه جویانه که " امروز تعیین سیاست نسبت به انتخابات امر پیش رسی است". نمی تواند رافع مسئولیت نیروهای سیاسی باشد. مگر تا انتخاباتی که در چند ماه آینده برگزار می شود، چه حوادثی رخ خواهد داد، ویا چه تحولی در جمهوری اسلامی بوقوع خواهد پیوست که ما را از اشتباه در اتخاذ تصمیم زود هنگام بترساند. اگر بخواهیم بصورتی فعال و تأثیر گذار در این صحنه حضور داشته باشیم و به صدور بیانیه ای در روزهای انتهایی بسنده نکنیم، متأسفانه فرصت چندانی هم باقی نمانده، رژیم مدتها پیش این پروژه مضحک را شروع کرده است. ؟؟؟؟

نبایستی انکار نمود با استیلای نظامیان بر مجلس و دولت به رهبری احمدی نژاد اوضاع منطقه متشنج تر، خطر جنگ افزون تر و فضا سیاسی جامعه سنگین تر گشته، این تنها استدلال محکم و قابل اتکای آنهاست. در این رابطه نظر آنان را به موارد زیر جلب می کنیم : - تصمیم به سپردن سکان اجرایی به دست نظامیان و راست افراطی، در عالی ترین سطح حکومتی اتخاذ گردیده، و توافق ضمنی بخشی از رهبران اصلاح طلب را هم بدست آورده اند. چرا خاتمی نخواست کوچکترین مقاومتی در برگزاری انتخابات فرمایشی از خود نشان دهد؟ مگرهم او نبود که از سلامت انتخابات ریاست جمهوری نهم دفاع و اعلام نمود سالم ترین انتخابات را برگزار کرده است؟ - دوم خردادی ها علیرغم آنکه نقش اپوزیسیون را بازی می کردند، ولی در عمل حامی همین جناح حاکم شدند. هر وقت که نقش و تأثیر توده ها افزوده می شود، آنها پا پس می کشیدند. آنها فقط به آرای مردم نیاز دارند نه به خواسته هایشان. در سرکوب ۱٨ تیر ۷٨ اصلاح طلبان علیرغم ظاهر سازی با سرکوب گران همراهی و یا رندانه سکوت کردند. - یک دست شدن حاکمیت علیرغم سنگین تر نمودن فضای سیاسی، حداقل موجب پولاریزه جامعه و جدائی صفوف گشته، و دولت دیگر نمی تواند نقش اپوزیسیون را بازی کند. مردم بدرستی کل حاکمیت را در مقابل خواسته های خود می بینند.

متأسفانه در استدلال های این آقایان موضوع کانون اصلی قدرت در حاکمیت غایب است. قدرتی که از ترکیب قدرت سیاسی- نظامی با قدرت مذهبی در وجود شخص رهبر و بیت رهبری تجلی یافته. نه خاتمی و نه احمدی نژاد توان تغییرات بنیادی و خارج از اراده رهبری را ندارند. البته خود نیز مایل به چنین کاری نمی باشند، و در تمامی کارکردها و موضع گیری هایشان بدنبال اخذ تأیید رهبری هستند.

اینان چنان یقه روشنفکران و فعالین سیاسی را چسبیده اند، که گویا عدم مشارکت روشنفکران و گروه های سیاسی بحران زده، تعیین کننده نتیجه انتخابات خواهد بود. این حضرات بخاطر ندارند که حاکمیت در صورت لزوم تمامی قواعد بازی را زیر پا می گذارد. و احمدی نژاد نفر چهارم - پنجم را با چند پله صعود به مرحله دوم می برد و حکم ریاست جمهوری را به نام ایشان صادر می نماید. جالب است که آن موقع مجری انتخابات اصلاح طلبان بودند. امروز که ریش و قیچی یکجا دردست جناح راست حاکم میباشد، انتظار معجزه ای از این امامزاده داشتن حماقتی مضحک است.

قیاس وضعیت خاتمی با دهه ۶۰ جمهوری اسلامی مقایسه نادرستی است. دستآوردهای ناچیز مردم را که براساس فشار از پایین بدست آمده، اگربا پیشرفت دمکراسی در سطح جهان مثلاً در کشورهای آمریکای لاتین و کشورهایی هم چون شیلی، آرژانتین، برزیل، افریقای جنوبی و ... مقایسه کنیم، مشاهده خواهیم نمود، که رشد دمکراسی در کشور ما به مراتب پایین تر از تراز میانی جامعه جهانی قرار دارد، حتی پایین تر از افغانستان و پاکستان. رشد دمکراسی نیم بند بورژوازی در کشور ما قابل مقایسه با کشور همسایه مان، ترکیه نیست.

مهم تر از همه اینکه این آقایان باید مشخص سازند که چپ از مشارکت در این انتخابات چه سودی خواهد کرد، در واقع هیچ. ولی در مقابل چیزهای زیادی را از کف خواهد داد. در وهله نخست اعتبار سیاسی، متحدین و دوستان خود، و اعتبار بخشی به حاکمیت و تأیید سلامت انتخابات. عدم مشارکت گروه های سیاسی، حتی اگر همراهی مردم را با خود نداشته باشد، اعتبار انتخابات غیر دمکراتیک را زیر سوال برده، و رژیم را در موضع داخلی و خارجی شکننده تر می سازد. اگرعدم مشارکت گروههای سیاسی با استقبال گسترده مردم روبرو شود، این امر صورت جدی تری بخود خواهد گرفت. ;تیم خارج از کشور اصلاح طلبان که برای جلب نیروهای اپوزیسیون به مشارکت در انتخابات به نفع اصلاح طلبان حکومتی فعال شده اند، تا همراهی – البته بخش پر مدعا و بی خاصیت - اپوزیسیون خارج را هم بدست آورند، بایستی بطور شفاف اعلام کنند، در قبال حمایت ما از آنها در انتخابات آتی و در صورت کسب پیروزی، متقابلاً چه امتیازاتی به ما خواهند داد. آنها که در موضع گیری های رسمی شان صراحتاً حد و مرزهایشان را با ما حفظ می کنند و از بردن نام ما بعنوان حامیان خود اباء دارند. چرا باید انتظار حمایت ما را داشته باشند؟ بعنوان مثال به سخنان محمد سلامتی دبیر کل مجاهدین انقلاب اسلامی که نمونه بارزی از این سیاست است، توجه کنید: " اصلاح طلبان با اپوزیسیون غیرقانونی و برانداز مرزبندی آشکار دارند" و" ما خود را متعلق به انقلاب می دانیم". با این اوصاف که آنها حتی به جدا کردن صف خود از ما بسنده نکرده و خود را در مقابل ما می بینند. چرا باید انتظار حمایت ما راداشته باشند؟ و چرا با گسیل تیمی از اصلاح طلبان حکومتی به خارج از کشور در پی جلب نظر اپوزیسیون می باشند؟ اگر رأی ما تعیین کننده نیست، پس آنها بدنبال کدامین هدف می باشند که سیاسیون پا به سن گذاشته ما از درک آن عاجزند؟ چپ که پیشکشتان اینان تحمل ملی – مذهبی های خودشان را هم ندارند. چند روز قبل آقای موسوی لاری وزیر کشور خاتمی صراحتاً اعلام نمود:" به هیچ عنوان اصلاح طلبان با ملی- مذهبی ها ائتلاف نخواهند کرد."

در چنین شرایطی، شرکت ما در انتخابات نه تنها بمثابه همراهی و تأیید حکومت ضد بشری و قرون وسطایی جمهوری اسلامی است بلکه در کنه خود ادامه خط دفاع از جمهوری اسلامی ضد امپریالیست اوایل انقلاب می باشد. این سیاست نابخردانه همچنین موجب دوری از مردم، تخریب سیاسی اپوزیسیون، راندن متحدین طبیعی و واقعی خود، و تعمیق تفرقه و تشتت حاکم و جلوگیری از ببار نشستن بارقه های وحدت که در یکی دو سال اخیر خودی نشان داده، خواهد شد. ما تمامی جمهوریخواهان دمکرات و آزادیخواهان تحول طلب خصوصاً سازمان ها و احزاب چپ را فرا میخوانیم، هوشیارانه ازاین دامی که حکومت جمهوری اسلامی پیش پای آنها گسترده است، دوری گزینند. وبا گرد آوری نیروهای خود در کارزاری گسترده برای تحریم فعالانه و آگاهانه انتخابات، اتحاد گسترده ای را برای استقرار دمکراسی و سلب قدرت استبدادی جمهوری اسلامی پایه ریزی نموده و امیدهای مردم کشورمان را بارور سازند.

ما خواهان تحریمی منفعلانه و کلیشه ای که صرفاً برای رفع تکلیف و منزه نمودن خود باشد، نیستیم. پیشنهاد ما اتحاد و همبستگی گسترده چپ، جمهوری خواهان دمکرات، احزاب و سازمانهای ملی گرای دمکرات، حول پلاتفرمی برای تحریم آگاهانه و گسترده انتخابات است. ما خواهان آنیم که این نیروها علیرغم اختلافات عمیق و کهنه شان، برای آزادی مردم میهنمان و تأمین عدالت اجتماعی برای توده های کار و زحمت، شجاعانه برای تنظیم "پلاتفرم تحریم انتخابات" گرد هم آیند. ما مصرانه از آنها می خواهیم با سیاسیتهای تفرقه افکنانه و خودمحورانه شان به پاروکشان بی مزد جمهوری اسلامی تبدیل نشوند. این اقدام مشترک می تواند گامی بسوی سازماندهی اتحادی گسترده تر با مشارکت احزاب و سازمانهای چپ ایران حول دمکراسی و عدالت اجتماعی باشد. تا اتحاد چپ خود محوری برای اتحادی گسترده تر حول خواستهای دمکراتیک مردم کشورمان شود.

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت ( داخل کشور) ۲۵/۷/۱٣٨۶

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 2:46  توسط .  |